می کردن . راستش می خواستم خواهش کنم اگه هنوز هم دوست دارین
مطالب منو بخونید بیاین به وبلاگ جدیدم
اونجا بیشتر در خدمتم .
http://www.osyanenafarjam.blogfa.com/
منتظرتونم زود بیاین
در هم خواهم ريخت براي تو،بیقرار و منتظر...
می کردن . راستش می خواستم خواهش کنم اگه هنوز هم دوست دارین
مطالب منو بخونید بیاین به وبلاگ جدیدم
اونجا بیشتر در خدمتم .
http://www.osyanenafarjam.blogfa.com/
منتظرتونم زود بیاین
شمع پنهان شده ای و تب يلدای شبی
نفس گرم تو و آتش پنهان کسی
سايه و برگ گل و شمع بر افروخته ای
حسرتم خواب گلی! شمع نيفروخته ای
ديگر اينجا انتظار خدايی نيست
وه عجب! آبی حوض خالی نيست
که خدا آفتابی است
و خدا تنها نيست...
|
پارچه ميخريم (تترون راه راه)، به خانه ميبريم. پيژامهقبلي را كه مادرتان دوخته روي پارچه گذاشته آنرا ميبريد. به خاطر داشته باشيد كه پارچه را دو لايه كرده باشيد. قبل از اينكه قسمت كشدار را ببري، سه چار انگشت جا بذار، چون بعد بايد خم شود تا كش رد شود. اين را براي همه لبهها بكن. پيژامه قبلي را برداشته در كمد قرار بدهيد تا مادر آشفته نشود. نخ سوزن آورده پارچهرا كوك بزنيد. (كوك زدن يعني رد كردن موقت نخ از لاي پارچه) از لاي در سرك بكشيد تا مادر بزرگتان از راه سر نرسد (چرخ خياطي مال مادر بزرگ است). بعد از دوختن، نوبت كشاندازي است. كش را مياندازيم، به اين صورت كه سنجاق قفلي را به سر آن گره زده، كشان كشان از سوراخ كمر پيژامه عبور بدهيد. يادتان باشد سنجاق قفلي را پس از خاتمه كار به چارقد مادربزرگ ارجاع دهيم.
نكات مهم 1- براي جلوگيري از عدم سايش سرزانوها، از چهار دست و پا رفتن بپرهيزيد. 2- در صورت پاره شدن كش، پيژامه سقوط خواهد كرد. 3- حضور در اماكن عمومي با پيژامه خلاف شئونات اجتماعي است. 4- پيژامه نيز مانند مسواك و عينك، از لوازم شخصي شماست، از تعارف آن بپرهيزيد. 5- قبل از اينكه پيژامه قبلي را روي پارچه بگذاريد، كش آنرا خارج كنيد تا كمرش تنگ نشود. |
از رفتارش ميشد حس كرد كه يه منظوري داره... ولي خوب جلوي اونهمه آدم كه نميشد... نگاههامون به هم دوخته شده بود... ديگه جفتمون داشتيم ديوونه ميشديم...
دلو زدم به دريا و دستشو گرفتم و از خونه زديم بيرون... محوطه باغ خيلي شلوغ بود. بردمش پشت يه درخت... جايي كه هيچ مزاحمي نباشه... بيمقدمه شلوارشو از پاهاش درآوردم... بلندش كردم... تو چشاش نگاه كردم و بهش گفتم: «اي خاك تو اون سرت كنن كه هنوزم وقتي ميخواي بشاشي، من بايد بيام سرپا نگرت دارم...»
سعي کنيد موقعي که حرف ميزنن از کلماتي قبيل اوهوم... خوب.. آها... نه!... اِ... وا.... باشه و... استفاده کنيد.
هميشه موقع نصيحت يا غرغر لبخند به لب داشته باشيد.
وقتي ميگه فلان عيبو داريد يا فلان کارتون بد بود حتي اگه نبود، قبول کنيد.
وقتي غرغرها شدت پيدا ميکنه خونسرديتونو حفظ کنيد.
براي لوس کردن خودتون و آروم کردن مامانتون قربون صدقهاش بريد.
هر چي ميگه بگيد چشم مامان جون (حتي اگه نميخواهيد بهش عمل کنيد).
بهش دلداري بديد با کلماتي از قبيل: الهي بميرم... خيلي حرصت ميدم نه؟
هميشه جلوي جمع بگيد بيچاره مامانم خيلي به خاطر من اذيت ميشه...
خودتونو تا ميتونيد واسش لوس کنيد.
درست غذا بخوريد.
بعد از غذا تشکر کنيد.
شبا مسواک بزنيد.
تو جاتون جيش نکنيد.
همش نمره 20 بياريد تا بهتون افتخار کنه.
و...
ديگه هرچي به مغزتون خطور ميکنه که بده انجام نديد و هر چي به مغزتون خطور ميکنه يا حتي نميکنه که خوبه انجام بديد.
اينجوري فکر کنم مقدار غرها رو 40% کاهش داديد به بقيش هم قانع باشيد و نا شکري نکنيد...
در ضمن بگم من همه اينکارا رو مي کنم غر هم خيلي ميشنوم اگه راه حل ديگهاي بلديد ترو خدا به منم بگيد.
2- گردن کلفت
3- شکم در حد حاجي بازاري
4- کلاه شاپو
5- تسبيح شامقصود اصل
6- يک ماشين: حداقل پژو جيالايکس
البته لازم به ذکره که قبلا اين نکات 10تا بوده:
7- غيرت
8- مرام و معرفت
9- لوطي گري
10- صفا و صميميت و عقش (عشق)
که الان، در حال حاضر به خاطر رفاه حال هموطنان عزيز، چندتا از اين شروط دست و پاگير رو حذف کرديم تا اين شرايط در همه جاي ايران قابل استفاده باشه!
هرکسی با يه نگاه، يا صدا عاشق ميشه و يا بلعکس متنفر ميشه!
اصولا گيرندههای رمانتيک قلب ما ايرونيا خيلی آنتن دهيش قويه و اتومات و فوری جواب میده.
اونچيزی که اينروزا ما اسمشو گذاشتيم عشق چيزی جز يه ويروس نيست.
ويروسی که از طريق چشم ها، آهنگ صدا، نوشته ها و تصاوير، اصطکاکات و... منتقل ميشه و فوقالعاده خطرناکه....
وقتی اين ويروس خوشگله وارد تن آدم ميشه يه سری اتفاقاتی به شرح زير صورت ميگيره:
1- بالا رفتن دمای بدن (يه چيزی تو مايههای تب)
2- افزايش ضربان قلب و اضطراب و هيجان.
3- کم اشتهايي و يا بلعکس.
4- بی تفاوتی نسبت به همه چيز غير از عامل انتقال دهنده ويروس.
5- بیخوابی و آبريزش از چشم و گاهی بينی و بعضی موارد از دهان.
6- سردرد، گلو درد، دل درد، درد مواضع ماهيچهای گردن و ستون فقرات و کمر و اجزای وابسته.
7- فلج موضعی مغز و عدم قدرت تصميمگيری عقلانی.
8- تمايل شديد به شمارهگيری تلفنی.
9- تزلزل شخصيتی و افت قدرت اعتماد به نفس و تمايل به مرگ.
10- تمايل به خنديدن يا گريه شديد.
11- افزايش شديد ميل خودکشی.
12- ضعف شديد و کلی دستگاه عمومی بدن.
13- تمايل شديد به خواندن شعر، شنيدن ترانه و دراز کشيدن روی تخت.
14- فوران آههای متمادی از ته دل.
15- گيجی، منگی، قاط زدن و ميل زياد به پياده روی.
16- اعتياد به سيگار، ترياک، هرويين، مرفين، کوکايين، کافئين، وازلين، استالين و ...ـئين.
17- فعاليت فوقالعاده سلولهای تصوير سازی و تخيل مغز.
18- قاطی کردن شب و روز و ماه و سال و پارکينسون موضعی مخ.
19- نياز شديد به محبت و آب يخ و چای و آب قند شور داده شده.
20- توجه بيشتر به آيينه و وسواس شديد صورتی.
21- تمايل بیاندازه به تکيه کردن به يک شخص يا پشتی محکم.
22- خواب روزانه و تغيير هويت شخصی از آدم به جغد و گاهی شغال.
23- مبتلا شدن به بيماريهايي از قبيل مازوخيسم، قانقاريا، کمحرفيسم، ورميسم چشمی، کوتاهی قد و وبا!
24- افسردگی و ... مرگ.
همونطور که مشاهده كرديد، اين ويروس شهرام پهرام حاليش نيست. بیرحم و نامرده و توی تن هرکی بيفته فيتيله پيچش ميکنه.
اين ويروس هيچ جوری هم درمون نميشه مگه اينکه يه جورای خاصی دوباره به تن کسی اين ويروس رو منتقل كرده، برگردانده بشه!!
القصه... بد درديه اين عشق. شاعر ميگه:
زدست ديده و دل هر دو فرياد / که اين عشق است که ما را داده بر باد
و يا : عشق من منو صدا کن / اين ويروسو از تنم جدا کن
خلاصه... اين از جريان عشق آلوده امروزی که ترکيبيه از شهوت، سکس، ذره هايي از عشق اصيل فراموش شده، تنها گريزی، پولداری، بيکاری، اينترنت، چشم و هم چشمی و....
و اما در اين بيماری هيچوقت انتقال دهنده اوليه ويروس مقصر نيست بلکه اون گيرنده است که يه جورايي خودشو ميندازه توی بدبختی و بيماری عشق.